< سلام مهمان _ لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید و حتما لینک فعال سازی که ایمیل می شود را اجرا کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن از جمله دیدن لینک و عکس و البوم .. استفاده کنید.

تبلیغات انحمن هنرمندان موسیقی اذربایجان

 
اموزش کاملترین رقص آذربایجان ی دی های کامل جئیئ اذری
تلگرام اموزش رقص ، گروه کانال رقص گروه تلگرام موسیقی اذربایجان
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگاهی اجمالی به موسیقی اذربایجان
#1
هنرمندان بسیاری چون جبار قار یاقدی اوغلو ( Jabbar Garyagdyoglu ) عبدالباقی زلالف ( بلبل جان ) (Abdolbagi Zulalov) مجید بهبودوف (Majid Behbudov) زلفی آدی گوزل اف (Zulfi Adygozalov) اسلام عبدالله اف (Islam Abdollayev) سید شوشینسکی (Seyid Shushinski) خان شوشینسکی (Khan Shushinski) کچه چی اوغلو محمد (kechachioglu Mahammad) و بسیاری دیگر که برخواسته از این شهر اند و سهم بسیار بزرگی در احیای آواز آذربایجانی بر عهده داشته اند .








آغاز بخش دوم :
[align=RIGHT]آواز مقدم بر ساز...

اما آنچه در موسیقی آذربایجان تامل بر انگیز و در نوع خود جالب است ، علاقه هنر دوستان و حتی هنرمندان به آواز بیش از نوازندگیست ؛ که خود تاثیر بسزایی در روند رشد آواز این دیار نسبت به نوازندگی داشته است . همین مسئله نیز باعث گشته است تا تعداد خوانندگان موسیقی آذربایجان بر نوازندگان آن غالب گردد . 


[تصویر:  akmi_qasimov.jpg]



به عنوان مثال اگر بخواهیم تعداد هنر مندان تاثیر گذار موسیقی آذربایجان را ( سازی و آوازی ) بررسی نمائیم به نتایج جالب توجهی دست میابیم . طی بررسی های انجام شده و استخراج اسامی هنرمندان تاثیر گذار موسیقی آذربایجان از منابع مختلف ، 61 نام را میتوان مشاهده نمود ، از این تعداد 36 هنر مند خواننده هستند ، و 25 هنرمند دیگر نوازنده هستند که از این تعداد نیز 15 نفر نوازنده تار و 10 نفر نوازنده کمانچه میباشند . بدین معنا که بیش از نصف جمعیت هنرمندان آذری آواز خوان هستند و نیم دیگر نوازنده . همین امر نشان از اهمیت آواز در دیار آذربایجان دارد ؛ علاقه مندان به هنر موسیقی آذربایجان آواز آذری را بیش از نوازندگی دوست دارند و برنامه های تلویزیونی و مسابقات هنری توجه بیشتری به امر آواز دارند . برگزاری مسابقات آواز موغام که آوازه خوانان جوان همانطور که در سطور بالا نیز بدان اشاره گردید ، خود را محک میزنند و آوازه خوانان قدیم به آنان امتیاز میدهند . اهمیت آواز در آذربایجان به قدری بالاست که همین امر باعث گردیده است تا رشد موسیقی آوازی و سازی در این دیار با عدم هماهنگی مواجه باشد . 
اگر نوازندگی در آذربایجان همانند آواز و هم پای آن پیشرفت می نمود به اعتقاد نگارنده موسیقی این دیار میتوانست ، پای خود را فراتر نهاده و تا حد جهانی شدن پیش رود ، اگر چند موسیقی دیار آذربایجان هنرمندان نوازنده مطرح و نام آوری چون هابیل علی اف (Habil Aliyev) نوازنده مطرح و بنام کمانچه و یا رامیز قلی اف ( Ramiz Guliev) نوازنده تار را نیز به دنیای موسیقی معرفی نموده است اما تعدد آنان نسبت به خوانندگان بسیار کمتر است . 
رشد تکنیک آواز و بهره گیری از قابلیت های صدای خوانندگان و ارائه نوآوری در چار چوب دستگاههای موسیقی آذربایجانی ، همگی ناشی از اهمیتی است که به خوانندگان داده شده است ، اهمیتی که اگر در زمینه نوازندگی نیز بدان پرداخته میشد باعث جذب هواداران بیشتری گشته و حتی مراحل رشد و جهش خود به سوی جهانی شدن را نیز سریعتر می پیمود . 
تنوع سازهای ایرانی غالب بر ساز های آذری 
با توجه به تنوع اقلمیمی و فرهنگی کشورمان و نیز فرهنگ غنی و سرشار هر منطقه و قومی ، میتوان ایران را جزو معدود کشورهایی محسوب نمود که دارای منبعی قوی از موسیقی فولکور و محلی میباشند . دیار کردستان ، دیار آذربایجان ، ترکمن ها و عشایر ، مناطق جنوب کشور ، هموطنان لر ، و بسیاری مناطق دیگر کشور هر یک دارای فرهنگ و موسیقی خاص خود بوده و به همین دلیل نیز تنوع ساز در کشورمان بیش از بسیاری کشور های دگر من جمله آذربایجان است . سازهایی چون چوغ ، جارنگ ، درک ، انواع دایره ، کوزک ، سنج ، نی محلی ، نی لبک ، سه تار ، دو تار ، تنبور ، نی انبان ، بالابان و بسیاری سازهای محلی دگر که ذکر آنها در حوصله این مقال نمی گنجد از سازهای محلی ایرانی محسوب میگردند که برخی از آنها به دلیل صدای خاص و زیبایشان از دایره سازهای محلی خارج گشته و مورد علاقه عموم مردم در تمام نقاط واقع گردیده است . سازهایی چون سه تار و تنبور ، برخی از این سازها نیز در بسیاری از کنسرتهای موسیقی ایرانی نیز اجرا گردیده و نظر علاقه مندان را به خود جلب نموده است همانند ساز دوتار ( ساز محلی شمال خراسان همچون بجنورد و قوچان ) که با نوازندگی استاد مسلم این ساز مرحوم حاج قربان سلیمانی در آلبوم شب سکوت کویر اجرا گردید . 
این تعداد سازها که در سطور بالا نیز بدان اشاراتی گردید منهای سازهای اصیل و متداول ایرانی چون تار و سنتور و دف و عود و کمانچه وتنبک و سازهایی از این دست هستند که در اکثر کنسرتها و آلبومهای موسیقی از آنها استفاده میگردد . در این بین سازهایی نیز هستند که با توجه به گذر زمان علاقه مندان خود را از دست داده اند و کمتر مورد استفاده هنرمندان واقع میگردند . سازهایی چون چنگ که نسخه تکمیل شده آن را با نام هارپ در اکثر کنسرتهای کلاسیک غربی میتوان مشاهده نمود . 
باید این نکته را توجه داشت که نظر کارشناسان در مورد ساز تار و زمان ورود آن به کشور متفاوت میباشد ، عده ای اختراع آن را به فارابی نسبت میدهند و برخی نیز آن را کامل شده عود و بربط میدانند . برخی دیگر بر این اعتقادند تار ایرانی سابقه طولانی ندارد و ریشه اصلی آن از سرزمینهای آذربایجان بزرگ میباشد اما هر آنچه هست ساز تار ایرانی و آذربایجانی کنونی از ابتدا به این شکل و صورت نبوده اند و تغییرات بسیاری در آن صورت گرفته است . تار ایرانی به که آن را به شکل امروزی مشاهده میکنیم سابقه چندان طولانی ندارد و قدمت تاریخی آن از تمام سازهای ایرانی کمتر است و احتمالا از دوره صفویه به بعد در ایران رایج شده و مورد استفاده قرار گرفته است .
اگر نگاهی به سازهای موسیقی آذربایجان بیافکنیم و آنها را با سازهای موسیقی ایرانی مقایسه نمائیم ، میتوان براحتی پی به این تفاوت ملموس برد . تار آذربایجانی که هم اکنون توسط هنرمندان نواخته میشود همانطور که در سطور بالا نیز بدان اشاره گردید ، همان تار مورد استفاده هنرمندان ایرانیست که با توجه به نیاز های نوازندگان آذری تغییر یافته و تعدادی سیم بدان افزوده گردیده و بر روی سینه نواخته میشود . و یا همینطور میتوان ساز کمانچه را عنوان نمود که شباهت بسیار زیادی از لحاظ ظاهری نسبت به ساز کمانچه ایرانی دارد . اما معروف ترین ساز آذری زبانان علی الخصوص نوازندگان محلی یا همان "عاشیـق ها " ؛ " قوپوز " نام دارد . این ساز با توجه به آنکه مادر همه سازهای آذربایجانی محسوب میگردد در میان عوام به اسم " ساز " معروف است . سازهای دیگری چون دایره و قانون را نیز میتوان در رده سازهای متداول مورد استفاده در موسیقی آذربایجان نیز قرار داد .
اما براستی در این بین بروز چه اتفاقاتی سبب گردیده است تا موسیقی بسیار پر مغز ایرانی که دارای تنوع بسیار بالایی چه در زمینه اشعار و چه در زمینه ساز بندی بوده است و دارای قدمتی بسیار طولانی تر از موسیقی سایر ممالک دنیاست از گرد رقابت با کشورهای کوچک تازه استقلال یافته ای چون آذربایجان عقب بماند ؟ چرا باید کشوری چون ایران که میتوانست صادر کننده فرهنگ به کل جهانیان باشد اینگونه مصرف گراشده و موسیقی های وارداتی آن طرف آبی را بیش از موسیقی و فرهنگ خودمان میپسندد ؟
جایگاه موسیقی آذربایجان و مقایسه آن با موسیقی مان
با نگاهی به تاریخ موسیقی ایرانی و بررسی سنگ نگاره های بر جای مانده از سالیان دور در مناطق مختلف میتوان قدمت موسیقی ایرانی را حدث زد و بر عظمت آن پی برد . سنگ نگاره زنان موسیقیدان در طاق بستان که در حال نواختن چنگ هستند و یا کشف سند 5000 ساله ( 3000 ق . م ) در تپه چغامیش نشان دهنده سابقه گروه نوازی در آن زمان در ایران است که میتوان آن را کهن ترین ارکستر جهان بر شمرد ، نمونه ای از صدها سندی هستند که نشان دهنده عظمت تاریخی موسیقی ایرانی در جهان میباشند . 
از هردوت نخستین تاریخ نگار یونانی نقل است که موسیقی نقش بسیار مهمی در دوران امپراطوری هخامنشی بخصوص در محاکم دادگاهی داشته است ؛ او میگوید وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند ، بسیار ضروری بوده است. اما پس از گذشت زمان و با تجزیه ایران بزرگ و کمتر شدن قلمرو جغرافیایی و سیاسی کشور ایران فرهنگ مناطق جدا شده از ایران نیز روز به روز تغییر نمود . مردمان مناطق تازه استقلال یافته و یا جدا شده از کشور ، شروع به فرهنگ سازی و یا گسترش فرهنگ خود نمودند . با اندکی تامل در فرهنگ و هنر این مردمان اما میتوان هنوز رنگ و بوی فرهنگ ایرانی را احساس نمود . فرهنگ و هنر کنونی مردم آذربایجان نمونه این تغییرات فرهنگیست که به نسبت سالهای دور رشد چشمگیری داشته است . 
موسیقی در دول حاکم بر آذربایجان چه در زمانی که بخشی از خاک روسیه بود و چه در زمان حال که کشوری مستقل است دارای اهمیت ویژه ای بوده است . تاسیس کنسرواتور های بزرگ باعث حضور علاقه مندان به یادگیری موسیقی( که کم هم نیستند ) میگردد که با تکیه بر آموخته های آکادمیک خود و تلمذ از محضر اساتید بزرگ آذربایجان و با استفاده از تجربه های این بزرگان ، تبدیل به هنرمندان کارکشته و زبر دست موسیقی آن دیار میشوند نتیجه اهمیت دولتمردان آن دیار به هنر موسیقی آذربایجان است . رامیز قلی اف استاد تار آذربایجانی در مصاحبه ای با نشریه کیملیک بیان میدارد : " هنرستانهای رسمی موسیقی مطلقاً لازم هستند ، و هنر مند باید مالک این علم باشد ؛ابتدا باید بر علم موسیقی خود واقف باشیم سپس موسیقی جهان را آموخته و به مقام مقایسه این دو نائل شویم " 
از طرف دیگر حمایت مالی دولت از هنرمندان ، عدم تکثیر غیر قانونی آثار هنری ، اجرای متعدد کنسرتهای موسیقی و بسیاری دیگر از عوامل نیز باعث گردیده اند تا هنرمندان بتوانند فعالیت هنری خود را به بهترین شکل ممکن انجام داده و به علاقه مندان خود عرضه نمایند . 
متاسفانه به دلیل عدم توجه به موسیقی اصیل ایرانی ؛ آموزش این هنر در بین علاقه مندان نیز با مشکلات فراوانی مواجه گردیده است ، عدم وجود یک برنامه و قاعده آموزشی مشخص برای آموزش به سطوح ابتدایی تا سطح حرفه ای باعث گردیده است تا شیوه تدریس و حتی اصول نوازندگی برای هر مدرسی متفاوت باشد . همین امر باعث میگردد تا هنر جو در هنگام جابجایی مدرسین خود با مشکل مواجه گردد . نداشتن اجماع بر سر قاعد ای کلی برای تدریس رشته ای و مکتوب ننمودن آن مشکلیست که در اکثر کشور ها من جمله جمهوری آذربایجان حل شده است . متاسفانه با توجه به تفاوت شیوه های آموزشی اساتید یک رشته هنری با یکدیگر و به تبع آن تفاوت کتب آموزشی آنها هنر جویان کمتر میتوانند از نظرات هنرمندان نهایت استفاده را نمایند . 
میتوان یکی از دلایل عدم اجماع هنرمندان با یکدیگر را روش یادگیری سینه به سینه تکنیکها و فنون نوازندگی از اساتید ماقبل خود بیان نمود . اساتیدی که خود در سالهای بسیار قبل سبکی نوین از نوازندگی را ابداع نموده و بر اساس آن به هنرجویان خود آموزش میدادند که همین امر باعث بروز اختلاف نظراتی در شیوه نواختن در بین هنرمندان میگردید ؛ هنوز هم میتوان این اختلاف نظرات را در بین هنرمندان مشاهده نمود . 
وجود مسائل و مشکلاتی از این دست ، باعث گردیده تا موسیقی آذربایجان که قدمتی بسیار کمتر از موسیقی ایرانی دارد قله های رشد و ترقی خود را طی نموده و به سرعت به سمت جهانی شدن پیش رود اما ما هنوز اندر خم موسیقی سنت زده پای بند به سنن چند صد سال پیش خود مانده ایم و در حال در جا زدنیم . 
و در انتها ....
در این مقاله سعی بر آن شد تا خواننده گان عزیز را با سیر تکامل و پیشرفت موسیقی آذربایجان پس از جدایی از ایران آشنا نمایم ، در اینکه ممکن است نظرات مخالفی با سخنان حقیر نیز در میان باشد اما بر این اعتقادم موسیقی آذربایجان هرچند بسیار دل انگیز و پر محتوا و اصولیست اما همین اصول و قواعد برگرفته از دستگاههای موسیقی اصیل ایرانیست که این خود قدمت و سبقه موسیقی اصیل ایرانی را ثابت می نماید . حکام و رهبران این مملکت با علم بر اینکه موسیقی میتواند به عنوان نمادی برای شناخت فرهنگ یک مملکت و معرفی سایر فرهنگها قرار گیرد ، با جدیت تمام بر بازسازی و تقویت این فرهنگ اصیل اهتمام ورزیدند و با حمایتهای بی دریغ شان از هنرمندان موسیقی ، بسیار نیز موفق عمل نمودند . اگر چند بر این اعتقادم هنر موسیقی اصیل ایرانی با توجه به تنوع فرهنگی مردمان آن بسیار فراگیر تر از آنچه که هم اکنون شاهدش هستیم می باشد و به هیچ روی قابل قیاس با موسیقی آذربایجان نیست . کثرت و تنوع گونه های مختلف سازهای موسیقی اصیل ایرانی میتواند فرصتی را در اختیار آهنگساز قرار دهد که با استفاده از انواع صداها ، موسیقی دلخواه خود را تولید و عرضه نماید . امری که تاکنون کمتر شاهد آن بوده ایم . امید آن دارم با اندکی تدبیر و مدیریت مسئولان و مدیران فرهنگی ، بتوان جامعه ای ساخت که بتوان نه تنها فرهنگ اصیل اش را در جامعه نهادینه نمود که آن را به جهانیان نیز عرضه کرد . 
پاسخ
#2
تشکر لر
پاسخ
 اعضای که به این موضوع تشکر ارسال کرده اند admin ، Dr.salami


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان